تبليغاتX
فرش تا عرش - آخر الزمان

فرش تا عرش
عارفانه


حضرت حق

سلام

یادم میاد که چند ماه پیش وقتی از رفتن مادربزرگم خیلی داغون بودم، عزیزآقای همیشه در صحنه برام کامنتی گذاشتند که تازه مفهومش رو درک می کنم. ایشون برام نوشتند که بعد از فوت مادر بزرگوارشون متوجه شدند که دنیا خیلی بی ارزش و بی مقدار است و ذره ای دل بستن به دنیا یعنی اشتباه محض... حقیقتش اون موقع این صحبتشون رو درک نکردم تا اینکه چند روز پیش خبر درگذشت آیت الله بهجت رو شنیدم و باور کنید برای چند لحظه احساس کردم دنیا برام به آخر رسیده! تا جایی که چشمه چشمانم جا داشت گریه کردم و ضجه زدم. باورم نمی شد که دیگه از انفاس پاک این مجتهد عالیقدر محروم شدیم. تو دلم همه آرزوهایی که درباره دیدار با حضرت داشتم رو مرور کردم، یاد صحبت های ایشون افتادم که گفته بودند ظهور به جدی نزدیک است که خود من هم امید دارم روز ظهور رو ببینم. چه گریه ها که از غم درگذشت ایشون نکردم و چه ناله ها که از اعماق وجودم نزدم. حالا واقعا دارم می فهمم منظور عزیزآقا چی بوده... اما یک لحظه با خودم گفتم اعظم وقتی نبود مرجعی مثل آیت الله بهجت این همه دنیا رو تیره و تار می کنه، ببین نبود آقا امام زمان (عج) چقدر دردناک و سخت است.

راستش دیشب که سرکار بودم یه اتفاقی افتاد که خیلی دلم گرفت. اصلا دوست ندارم توضیح بدم چی شد اما تو این یکی دو سالی که سرکار میرم تازه فهمیدم میگن دوره آخر الزمان شده یعنی چه... با خودم فکر کردم خدایا من تو این دوره و زمونه چطوری دوام بیارم وقتی همه اینطور دارند به هم طلم می کنند و حتی خود من هم دارم به بندگان خدا ظلم می کنم!!!! اما انگار دست مهربون خدا در مغزم رو زد و خدا اومد پیشم نشست و بهم گفت مگه من همون خدایی نبودم که تو همین دوره آخر الزمان که تنها چیزی که پیدا نمیشه مردی و بزرگواری و محبت است دوستانی مثل عزیزآقا، حاج آقای مشتهری، آقای آذرانی، هدا، مریم، آیدا، فاطمه و ... رو بهت دادم که احساس ناامنی نکنی. مگه من همون خدایی نبودم که خانواده ای بهت دادم که هی چی با خانواده بقیه مقایسه می کنی می بینی بهترین پدر و مادر و برادرها رو به تو دادم؟؟؟؟؟؟ شرمنده شدم تو دلم اشک ریختم و خدا رو شکر کردم. به خودم که اومدم دیدم آقای عظیمی و آقای علیزاده چه تلاشی دارند می کنند تا از حق من دفاع کنند. هم از خدا تشکر کردم و هم از اون همکاران مهربون و نجیبم با خودم گفتم تو اول خیلی بیشتر به بندگان خدا اهمیت می دادی، اینقدر هم بدجنس نبودی!! برگرد و شیعه واقعی شو! یا شیعه واقعی شو یا با برداشتن نام شیعه از روی خودت آبروی حضرت علی (ع) رو نبر. بعد با تمام وجودم از خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها توفیق داشتن تشیع واقعی رو خواستم، هم برای خودم هم برای همه عزیزان و بندگان خدا

یاحق

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 15:12 توسط اعظم |